در روزگاران بسیار قدیم در کردستان زمستانهای طولانی و برفهای سنگین در این منطقه کوهستانی، زندگی را بر مردم گلهدار و گوسفندان آنان سخت میکرد. در آن دوران که مردم در سادگی و بدون بسیاری از امکانات امروزه میزیستند، اغلب توانایی آن را نداشتند که در فصل تابستان هم آذوقه کافی برای خود و گلههای خود اندوخته کنند. بنابراین زمستانها سخت در مضیقه بودند. بدین ترتیب پرورش و نگهداری گوسفندان، که بزرگترین و گاه تنها سرمایه مردم بود، درفصل زمستان و رساندن آنها به فصل بهار، بسیار حیاتی و بهنوعی افتخار روستاییان و گلهداران آن روزگار بود. به همین دلیل در زمستانهای طولانی برای آمدن فصل بهار روز شماری میکردند. در زمانهای قدیم چون بسیاری از مردم، خواندن و نوشتن نمیدانستند امکان استفاده از تقویم را نیز نداشتند. پس اغلب از روی نشانهها و نمادهایی همچون حرکت ستارگان وکوچ پرندگان برای خود تقویمی ساخته بودند و فصول و گذشت آنها را بر اساس این تقویم ها میشناختند. لکلک که از پرندگان کوچ کننده است یکی از نمادهای تقویم روستاییان بود. این پرنده زیبا با رسیدن زمستان به نقاط گرمسیر میکوچد و در باور مردم به مکه هم میرود. برای ایناست که همه آنرا با احترام و علاقه “حاجی لک لک” مینامند. حاجی لک لک نخستین پرندهای است که با نزدیک شدن بهار به آشیانه تابستانی خود باز میگردد. بازگشت او همیشه برای مردم نوید آمدن نوروز، رسیدن بهار، پایان یخ بندان، دمیدن سبزه و مرتع و نجات مردم و گلههایشان از سرما و یخبندان را دربرداشته است. هنوز هم همینطور است.
“حاجی لکلک چله برده کا ” ، ” حاجی لک لک بخیریی”: در آستانه بهار درست پیش از نوروز مردم شهرستان بوکان و اطراف آن باز گشت لک لک ها را چنین خوش آمد میگویند و به میمنت آن جشن حاجی لک لک را که یک سنت محلی است راه میاندازند. این گونه لک لک که در مهاجرت فصلی خود به مناطق غرب ایران می آید از گونه لک لک سفید است که با جثه کوچکتر و بالهای سفید از لک لک سیاه که گاه در مناطق خراسان دیده میشود، متمایز است. کانون گروههای خودیار بوکان نیز بازگشت بهاره فصلی همین گونه لک لک را به مناسبت سالروز تشکیل خود جشن میگیرند.
در منطقه ما- بوکان- حاجی لکلک در اواخر بهمن ماه باز میگردد. ما ۲۷ بهمن را روز بازگشت حاجی لک لک میدانیم و به زبان کردی شادی میکنیم که “لکلک چله بر ده کا” که کنایه از این است: “بازگشت لکلکها به پایان رسیدن سرمای زمستان است”. اولین نفری که حاجی لکلکی را ببیند که بازگشته با شادی آن را به دیگران نشان میدهد. مردم هم با دیدن آن با خوشحالی میگویند: “حاجی لک لک به خیربی” یعنی “حاجی لک لک خوش آمدی”.
تقریباً ۱۵ تا ۲۰ روز پس از بازگشت حاجی لکلک، یعنی در اواسط اسفند ماه، که دیگر سرما و برف رفته و هوا کمکم بهاری شده است، بچهها دور هم جمع میشوند و برای حاجی لکلک حلوا میپزند. برای این کار هر یک از کودکان یکی از مواد لازم برای درستکردن حلوا را میآورد: یکی روغن، یکی آرد و یکی ماهیتابه وغیره… خلاصه با مشارکت یکدیگر حلوای حاجی لکلک را میپزند و با صفا و صمیمیت با هم آن را میخورند. پختن حلوای حاجی لکلک نماد همبستگی، مشارکت و با هم بودن است.
بچهها این شعرها را برای حاجی لکلک میخوانند: ” له عاسمانی ته به ق ته به ق – ماندو نه بی عابا به لهک لهک” یعنی “ای که می رسی از آسمانِ طبق طبق – خسته نباشی با آن قبای ابلق” و یا “حاجی لهک لهک ده ندوک ته ق ته ق” یعنی “حاجی لک لک که نوکت میکنه تق تق”
ما گروههای خودیار بوکان نیز با پاس داشتن این رسم حاجی لک لک نیاکانمان که از دیرباز در فرهنگمان بوده، آنرا نماد همبستگی و خودیاری خود قرار داده و امروز نخستین گام را بهسوی بر پاساختن کانون گروههای خودیار در بوکان برمیداریم. نُه گروه خودیار دیگر نیز که در آینده نزدیک تشکیل خواهد شد، تعداد گروههای عضو کانون را به بیست خواهند رساند.